نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
خودیاری یا تقاص، به معنای استیفای مستقیم حق توسط مدعی از اموال مدعیعلیه بدون مراجعه به مراجع قضایی، از جمله موضوعات چالشبرانگیز در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران است. مشروعیت یا عدم مشروعیت این نهاد حقوقی، همواره محل بحث و اختلاف نظر فقها بوده است. گروهی با استناد به اصل لزوم حفظ نظم عمومی و عمومات ناهیه تعدی به اموال دیگران، تقاص را ممنوع شمردهاند. در مقابل، بسیاری از فقهای امامیه با تمسک به ادله چهارگانه (کتاب، سنت، اجماع و عقل) به مشروعیت آن در شرایط خاص رأی دادهاند. آنچه این مسئله را نیازمند واکاوی عمیق میسازد، تعدد و تنوع ادله و تعارض ظاهری میان برخی روایات در این زمینه است. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف تبیین نظاممند ادله قرآنی و روایی مشروعیت تقاص، به بررسی عمیق آیات و روایات مرتبط پرداخته است. در بخش قرآنی، آیات کلیدی مانند آیه ۱۹۴ سوره بقره، ۱۲۶ سوره نحل و ۴۰-۴۱ سوره شوری بهعنوان مهمترین ادله عام مورد بحث قرار گرفتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هرچند برخی فقها دلالت این آیات بر تقاص را مورد تردید قرار دادهاند، اما دیدگاه غالب با استناد به عمومیت و شمول مفهومی این آیات، جواز خودیاری را از آنها استنباط میکند. در بخش روایی، احادیث متعدد و صریحی مانندروایت صحیحه ابوبکر حضرمی، روایت داود از امام کاظم(ع) و روایت ابیالعباس، ضمن برخورداری از اعتبار سندی، دلالتی روشن بر جواز اقدام مستقیم فرد برای استیفای حق خود دارند. در مقابل، روایات معدود ناهیه (مانند روایت سلیمان بن خالد و معاویه بن عمار) که ظاهراً با جواز تقاص تعارض دارند، با بهرهگیری از روشهای جمع عرفی و اصولی از جمله حمل بر تقیید، کراهت یا قضیه فیالواقعه توجیه شدهاند. نتیجه آنکه تقاص در فقه امامیه نه یک اقدام خودسرانه، بلکه راهکاری شرعی مبتنی بر ادله معتبر است که در چارچوب ضوابط دقیق قابل اجراست.
کلیدواژهها English