نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
چکیده
آیه «وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ» (نحل: 89) از مهمترین مستندات قرآنی در تبیین جامعیت قرآن کریم و تعیین قلمرو دلالت آن، از دیرباز در کانون مباحث تفسیری، کلامی و حدیثی قرار داشته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین مراد از «کل شیء» و تعیین گستره جامعیت قرآن با توجه به نسبت آن با مرجعیت تبیینی پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) است. پرسش اساسی آن است که آیا «تبیان کل شیء» بر اشتمال قرآن بر همه علوم و معارف به نحو مستقیم و تفصیلی دلالت دارد یا جامعیت آن در چارچوب غایت هدایتی و نظام تبیینی وحی قابل فهم است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر روایات تفسیری اهلبیت(ع)، ضمن بررسی دلالتشناختی آیه، دو رویکرد شاخص «جامعیت فراگیر» در اندیشه امام محمد غزالی و «جامعیت هدایتی» در اندیشه علامه طباطبایی را تحلیل و ارزیابی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روایات اهلبیت(ع) از یک سو جامعیت قرآن را به احکام و آموزههای تشریعی تقلیل نمیدهند و از سوی دیگر، آن را بهصورت مستقل از سنت تبیینی پیامبر(ص) و مرجعیت علمی اهلبیت(ع) تفسیر نمیکنند. نوآوری پژوهش در ارائه و صورتبندی الگوی «نظام تبیان» است؛ الگویی که با عبور از دوگانه «جامعیت فراگیر ـ جامعیت هدایتی»، جامعیت قرآن را در قالب نظامی معرفتی، لایهمند و مرجعیتمحور تبیین میکند. بر اساس این الگو، قرآن کریم منبع بنیادین معرفت است و تبیین و تفصیل ظرفیت معرفتی آن در امتداد سنت نبوی، تعالیم اهلبیت(ع)، در مرتبه بعد، مرجعیت «اهلالذکر» از عالمان امت تحقق مییابد. بنابراین، «تبیان کل شیء» نه به معنای اشتمال تفصیلی قرآن بر تمامی علوم و معارف بشری، بلکه ناظر به جامعیت ظرفیت معرفتی قرآن در بستر یک نظام تبیینی معتبر است. برآیند پژوهش آن است که جامعیت قرآن، جامعیتی نظاممند و چندلایه است که در پیوند میان متن وحی و سلسلهمراتب تبیین معتبر آن تحقق مییابد.
کلیدواژهها English